نيم لنگ قربان كمان،نظامى گويد: بيت همه ساز لشكر بترتيب جنگ برآراست از جعبه و نيم لنگ و فخرى گويد: بيت بيك تير پاى فلك شل كند اگر بر گشايد بكين نيم لنگ و بعضى بمعنى كمان گفتهاند،و همين بيت آوردهاند،و در فرهنگ بمعنى رعنا،و خوب آورده،سوزنى گويد: بيت زان كير خر كه سر بشكم مىزند همى كيرش قوىتر آمد و نوخيز و نيم لنگ ليكن درين بيت بمعنى نيمخيز مناسبتر است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1442) 
به كسر لام و سكون نون و كاف فارسى قربان را گويند و آن جايى باشد كه كمان را در آن گذارند بر كمر بندند و بعضى تركش و تيردان را نيز گفتهاند و به معنى كمان هم به نظر آمده است و يك عدل بار را نيز گويند كه نيمه خروار باشد و به معنى خوب و خوش و زيبا هم هست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص925) 
(اسم) كماندان. قربان. قربان كمان. جاى كمان. ¦¦كمان. ¦¦تركش. تيردان. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(صفت مرکب) كه اندكى مىلنگد. كندرفتار. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(اسم مرکب) يك عدل بار كه نصف خروار باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3098) 
قربان را گويند. كسائى گويد: بوقت كارزار خصم و روز نام و ننگ او #فلك در گردن آويزد شغا و نيم لنگ او 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص173) 
نيم لنك [اسم][فارسی]قربان و نيام كمان و تركش و تيردان.و كمان.و يك عدل بار كه نصف خروار باشد.و خوب و خوش و زيبا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3807) 